تبليغاتX
روی دیگر سکه - میکشم میکشم آنکه برادرم کشت

چند روزی بود از بچه های تراوین بی خبر بودم.امروز به آرمین زنگ میزنم.میگه امیرو گرفتن،کمی درباره امیر حرف میزنیم و بعدش درباره بازی اینکه چطور اکانت امیرو بگردونیم و برای اتحاد چه کارهایی بکنیم.آرمین میگه دنبال کارای امیر تا بشه آزادش کرد ،اما خب میگه یه ماهی طول خواهد کشید.یه ماهی که معلوم نیست قرار چه بر سر امیر و امیر ها بیاد.من و آرمین درباره تراوین حرف میزنیم،درباره اینکه چه کارهایی باید کرد ماها اینجا اینور میله ها زندگی عادیمون میکنیم اما امیر انور میله ها الان داره چیکار میکنه؟

زنگ میزنم به مهیار ،میگم یکی از بچه هامون گرفتن.میگه هفت تا از دوستای منم گرفتن ،یکیشون اصلا طرفدار احمدی نژاد بود.میگم امیر هیچ کاری نکرده بود ،میگه خب مگه بقیه که گرفتن کاری کرده بودن؟خدایا تهش چی میشه؟مگه قرار مملکت گلستان بشه؟کمی بعد این سروصدا ها میخوابه و اون 21 کروموزومی  همچنان رئیس جمهور خواهد موند.اما این امیر ها هستند که زندگیشون دستخوش یک تعطیلات چند ماه شده تو همه زمینه ها،چه بسا که برای همیشه زندگیشون تغییر کنه،همون طور که زندگی جواد پسر داییم بعد گرفتنش تو چند سال پیش واسه همیشه تغییر کرد.یا ندا هایی که دیگه برای همیشه از دست رفتن.ای کاش حداقل  در قبال اینا  چیزی بدست میاوردیم.اما نقطه اوج داستان جایی که تهش به هیچ ختم میشه و باز عده ایی فریاد میزنند "احمدی نژاد عشقه"از همتون متنفرم.از تمام آدمای احمقی که هنوز این بشر دوست دارند.دیگه خودم نمیتونم با بهانه اینکه اونا از"کانال های دیگری تغذیه شدن"قانع کنم.


+ نوشته شده در 2009/6/26ساعت 20:11 توسط دانای کل |